دگم
ژرار گایگر، یک معمار و طراح داخلی، برای خانوادهی بوسوعه کار میکند. او در حین بازسازی عمارت آنها با لیلین که یک سایهنویس است وارد رابطهای پیچیده میشود. در طول کار، جهانبینی او و سبک طراحیاش باعث درگیریهای فکری و رفتاری با اطرافیان میشود. توهمات ذهنی و رفتارهای غیرعادی ژرار کمکم شدت میگیرد و سرنوشت او را تحت تأثیر قرار میدهد.
باز هم داشتم دم از درستی میزدم یک اختلال OCD وجدانگرایانه. همه باید صاف باشند، همه باید خوب باشند، همه باید بینقص باشند همه باید عاقل باشند، همه باید درست باشند. من بیچاره بودم همچون آزادی خواهی افراطی که مجبور بود برای به دست آوردن آزادی، آزادی سلب کند و برای احترام به عقاید به عقاید بیاحترامی کند.